سیمای سوسیالیسم

زنده باد جمهوری شورایی کارگران

Thursday, Sep 09th

Last update05:50:37 AM GMT

اخبار و گزارشات

آمار بیکاری در کشور لتونی

پست الكترونيكي چاپ پي دي اف
Tweet me!
 

طی سه ماهۀ آخر سال 2008 بیکاری در کشور لتونی یکی از جمهوری های جدا شدۀ شوروی سابق، حدود 10 درصد بود. منحنی میزان این بیکاری در طول سال 2009 به طور مستمر رو به اوج رفت تا اینکه در 3 ماهه آخر همین سال دو برابر سال پیش شد و مرز 20 % را پشت سر نهاد. در روزهای شروع سال 2010 روزنامه ها نوشند که آمار بیکاران از 229600 نفر افزون گردیده است. تاریخ سرمایه داری به ویژه در طول چند دهه اخیر، تاریخ بیکارسازی های انبوه است. سرمایه داران به دلائلی که ما در جای دیگر به تفصیل تشریح کرده ایم، به طور مستمر خیل کثیر کارگران را از مراکز مختلف کار و تولید اخراج می کنند. آنان این جنایت را همه وقت در دوره بحران، در شرائط رونق، هنگام مقابله با بحران، در دل انباشت های کوه پیکرتر و متمرکزتر انجام می دهند. با همه این ها بسیار پیداست که در دوره های وخامت اوضاع اقتصادی و توفانی شدن بحران ها روند بیکارسازی ها نیزسیل آسا می گردد. لیتوانی از حلقه های سست سرمایه داری جهانی است و به طور معمول به گاه غرش بحران، سرکوبگرتر و کوبنده تر از بسیاری کشورها در معرض تهاجم بحران قرار می گیرد. در دوره ای از تاریخ که بحران هیچ گاه در جغرافیای بازتولید سرمایه جهانی غروب نمی کند جویبار پرخروش بحران همه بخش های نیرومندتر سرمایه بدون انقطاع به حوزه بازتولید سرمایه داری این نوع کشورها جاری است. لیتوانی سال ها قبل از فروپاشی اردوگاه شوروی سابق (سرمایه داری دولتی ) بحران اندرونی این بخش از سرمایه جهانی را در شریان های خود تحمل می کرد و پس از سقوط شوروی محلی برای پایاب بحران همه دنیای غرب شد. در شروع دهه 90 ، سرمایه ها از همه جای اروپا و به طور اخص از کشورهای بسیار « دوست و خاطرخواه» یعنی ممالک اسکاندیناوی و باز هم به صورت خاص تر از تراست ها غول پیکر مالی و صنعتی سوئد به سوی این دیار سرازیر شد. سرمایه داران اسکاندیناوی دنیا را آ کنده از جنجال کردند که حلقه مفقوده قومی قدیمی خود را از دل نهنگ مرده اردوگاه بیرون آورده اند و اکنون وقت آن است که این خرابه را آبادان سازند!! آنان وارد میدان مصاف و همراه با همه سرمایه داران دیگر خصوصی و دولتی اروپا همان بلائی را به سر توده بردگان مزدی لتونی آوردند که سرمایه در سراسر جهان و در دهشتناک ترین بخش های جهنم سرمایه داری بر سر طبقه کارگر می آورد. 20 سال پس از آن تاریخ حتی کارگرانی که کف نانی داشنتد و به گاه حمله بیماری ها به دکتری دست می یافتند، سقفی در بالای سر و حصیری برای خوابیدن داشتند امروز هیچ ندارند. فقر، گرسنگی و فحشاء در چهاردیوار زندگی ویران آن ها بیداد می کند. در این میان بلای بیکاری به صورت یک طاعون مهلک مدام آنان را درو می نماید. دولتمردان سرمایه جار می زنند که سال گذشه تولید ناخالص داخلی کشور 18% تنزل یافته است و قرار است امسال نیز حداقل 4% دیگر سقوط کند. آنان در همین راستا به کارگران می گویند که باید منتظر بیکارسازی های بسیار انبوه تر باشند و می بایستی آخرین لقمه نان کودکانشان را در طبق اخلاص برای افزایش سود سرمایه ها بهل کنند.

 

منبع نشریۀ اینترنتی LO

 

فوریۀ 2010