سیمای سوسیالیسم

زنده باد جمهوری شورایی کارگران

Thursday, Sep 09th

Last update05:50:37 AM GMT

اخبار و گزارشات

اخراج ۳۰۰ کارگر شرکت مخابراتی رلاکوم در نروژ

پست الكترونيكي چاپ پي دي اف
Tweet me!

شرکت رلاکوم یکی از شعبه های کنسرن بزرگ مخابراتی تله نور در کشور نروژ می باشد. امروز دوشنبه اول ماه مارس سخنگوی کنسرن تله نور آقای آتله لسوم در مصاحبه با روزنامه هفتگی تکنیک اعلام کرد که از فردا دوم ماه مارس ۳۰۰ کارگر شرکت رلاکوم از کار اخراج خواهند شد.

آقای لسوم در این مصاحبه می گوید که ما در ماه گذشته دو جلسه با مسئولین اتحادیه کارگری این شرکت برگزار کردیم و در این جلسات دلایل تصمیم به اخراج این کارگران را با آنان در میان گذاشتیم. خوشبختانه مسئولین اتحادیه وضعیت بحرانی کنسرن را درک کردند. مسئولین اتحادیه از ما درخواست کردند که در ازای اخراج این کارگران حقوق یک ماه را به آنان بدهیم یا تعهد بدهیم که در جاهای دیگر برای این کارگران کار پیدا کنیم. ما با هر دو خواست آنان مخالفت کردیم. زیرا اولأ اگر ما توان پرداخت خسارت مالی به جای اخراج این کارگران را داشتیم دلیلی نداشت آنان را اخراج کنیم و ثانیاً پیدا کردن کار برای کارگر اخراجی وظیفه ما نیست بلکه اداره کار باید به فکر کار یابی برای این کارگران باشد.

همزمان با پخش این خبر، خانم سیسل هالم رئیس اتحادیه رلاکوم نیز در یک مصاحبه مطبوعاتی ضمن تائید خبر اخراج ۳۰۰ کارگر این شرکت، اعلام کرد: " که ما در طول یک ماه گذشته نهایت تلاش خودمان را کردیم که مانع اخراج این کارگران شویم، اما متأسفانه کنسرن تله نور دچار بحران اقتصادی شده است لذا کاری از دست ما برنمی آید ". این فعال جنبش اتحادیه ای در ادامه سخنانش می گوید: " اگر چه اخراج این همکارانمان بسیار تأسف آور است اما ما باید خوشحال باشیم که کنسرن تله نور تنها ۳۰۰ نفراز کارگران را اخراج کرده است، زیرا ما می دانیم که این کنسرن تصمیم دارد که تعداد زیادی از کارگران را اخراج کند و این بیکارسازی ها تنها شامل رلاکوم نمی شود بلکه در شعبه های دیگر این کنسرن مانند سونیکو و ال تل نیز قرار است تعدادی از کارگران را اخراج کنند ". در سخنان این مزدور جنبش اتحادیه ای نکات قابل توجهی وجود دارد که هر کارگر هوشیاری باید روی این نکات تعمق کند. این نکات عبارتند از:

  1. از حرف های این نماینده به اصطلاح کارگری به درستی استنباط می شود که مسئولین اتحادیه شرکت رلاکوم نه تنها مدت هاست در جریان طرح بیکارسازی کارگران توسط صاحبان سرمایه بوده اند، بلکه در اجرای این طرح ضد کارگری نهایت همکاری را با سرمایه داران کنسرن انجام داده اند. بسیار قابل توجه است که خبر اخراج ۳۰۰ کارگر حتی رئیس اتحادیه را بسیار خوشحال هم کرده است. آنسان که او از فرط شادمانی به نیایش پرداخته است و بیشترین سپاس را در برابرآستان قدرت سرمایه به جای آورده است.
  2. سران مزدور اتحادیه های کارگری به محض مشاهده کاهش چند کرون سود سرمایه داران، اخراج کارگران توسط صاحبان سرمایه را مجاز و این کار را حق مسلم و مفروض سرمایه داران می دانند. اتحادیه هادر همه جا با کارفرمایان توافق کرده اند که تاوان بحران نظام سرمایه را باید کارگران پرداخت کنند. در طول دو سال گذشته حتی یک حرکت اعتراضی در کشور نروژ در مخالفت با بیکارسازی کارگران در مراکز مختلف کار و تولید از سوی اتحادیه ها سازمان داده نشده است. بالعکس سران اتحادیه ها همه جا در مقابل موج اعتراضات کارگران به یاری صاحبان سرمایه شتافته اند.
  3. جا دارد که رؤسای اتحادیه ها، همه حامیان جنبش اتحادیه ای، همه رفرمیست های راست و چپی که شب و روز بذر شوم توهم به اتحادیه ها را در ذهن و مغز و مسیر مبارزه کارگران ممالکی چون ایران و جاهای دیگر کشت می کنند، همه عشاق سینه چاک گای رایدرها، همه آنان که نوشتن نامه به گای راید را سند تشنحص خود و سلاح زشت خودنمائی خویش در میان کارگران می بینند، آری همه این ها در مقابل یک سؤال بسیار اساسی قرار گیرند. سؤال این است: اگر رسالت اتحادیه ها فقط این است که در روزهای رونق و سرکشی موج سودآوری سرمایه ها خواستار خریداری نیروی کار کارگران از سوی سرمایه داران شوند، که سرمایه داران خود این کار را می کنند، زیرا به نیروی کار و استثمار هرچه گسترده تر کارگران نیاز دارند. اگر آن ها قرار است در شرائط بحران و به محض کاهش یک دینار سود صاحبان سرمایه، سلاح دست سرمایه داران برای اخراج کارگران باشند که باز هم وجود آن ها نه نیاز کارگران بلکه احتیاج مبرم سرمایه است. در همه این حالت ها چرا کارگران باید تمامی قدرت طبقاتی خود را تسلیم این امامزاده های جعل و دروغ سرمایه بنمایند، چرا توده های کارگر باید قدرت خود را تقدیم نهادهائی کنند که کل این قدرت را علیه خود آنان و به نفع سرمایه داران و برای ماندگارسازی نظام کارگرکش سرمایه داری به کار گیرند؟!!
  4. همه چیز با صدای بلند بانگ می زند که جنبش اتحادیه ای اگر در گذشته های دور فقط برای تداوم بقای خویش و خدمت به آستان سرمایه تحت فشار مبارزات کارگران ناچار می شد هر از گاهی با سطحی از اعتراضات کارگران همراه شود، اکنون دیگر این کار را هم نمی کند و ظرفیت چنین همراهی مزورانه و عوامفریبانه را هم ندارد. کارگر نروژی و کارگر هر کجای دیگر دیر یا زود ناچار خواهند شد که برای وضعیت اسفناک خویش چاره ای اندیشدد. تنها راه رهائی و نجات کارگران از وضع موجود در هم پیچیدن طومار میدان داری رفرمیسم منحط اتحادیه ای و سازماندهی آگاهانه و هدفمند خویش در شوراهای کارگری ضد سرمایه داری است.

منبع: سایت نروژی جنبش آزاد اتحادیه ای

مارس 20102